بچه ها پدر و مادر خود را مرجع ارزش گزاری در جهان میدانند. در واقع از آنجاییکه کودکان هنوز به استقلال فکری نرسیده اند مبنای خوب و بد را دیدگاه والدین خود می‌دانند. زمانی که کودک با سرزنش مادر خود روبرو می‌شود این پیام را دریافت می‌کند که به اندازه کافی خوب نیست اما چون سرزنش حالتی از گلایه مبهم و بدون تعیین مبنای روشن است کودک نمیفهمد که چرا خوب نیست یا چطور می‌تواند بهتر باشد. بنابراین پیام کلی “من خوب نیستم” به عنوان یک باور بنیادی در او شکل می‌گیرد.
به عنوان مثال کودک پنج ساله لیوان شیر را می اندازد و مادر به او می‌گوید: ای بابا حواست کجاست؟ این جمله با اینکه ظاهری انتقادگونه دارد و به رفتار خاصی هم برمیگردد مفهوم کلی خوب نبودن را به بچه منتقل می‌کند یعنی مادر ممکن است در تصور خودش این باشد که به بچه نگفته چه بچه بدی هستی و این اصل تربیتی را رعایت کرده اما در اصل به شکلی عمیقتر همان پیام را منتقل کرده و در جان فرزند نشانده است.
در اینجا کودک نمیداند که دلیل این اتفاق – ریختن شیر – دقیقا چه بوده و نمیداند چگونه می‌تواند از آن در آینده پیشگیری کند. این احساس درماندگی او را در بر می‌گیرد و تبدیل به باور تخریبگر “من خوب نیستم” می‌شود.
بنابراین برخی ویژگیهایی که در سرزنش هست و آن را تخریبگر می‌کند این موارد است:
بالا به پایین بودن: در ذات سرزنش سلطه جویی و من میفهمم تو نمیفهمی وجود دارد. چنین فضایی نتیجه ای جز تحقیر کودک را در پی ندارد.
لحن غیر همدلانه و انتقام جو: کودکی که مورد سرزنش واقع می‌شود خودش را تنها و بی یاور می‌بیند. کسی را در کنار خود ندارد و احساس می‌کند دیگران در مشکلی که پیداکرده به فکر او نیستند. این حس تنهایی به نفرت از خود و همان باور “من خوب نیستم منجر خواهدشد”

اما چه باید کرد؟ مهم‌ترین موضوع در این میان آن است که والدینی تاثیر منفی کلمات به ظاهر بی خطرشان را بدانند تصمیم بگیرند که آنها را کنار بگذارند. پس از آن باید تمرین کنند که بین رفتار کودک و واکنش خود لحظاتی فاصله بیاندازند. واکنشهای سریع غالبا مشکل ساز هستند. می‌توانند از قبل جملات بهتر و پاسخ های سازنده را با خود مرور کنند. پاسخهایی که باید در آن ارایه راه حل و همدلی به وضوح دیده شود. در مثال بالا پاسخی مثل “شیر ریخت بریم دستمال بیاریم پاکش کنیم” که با لحنی آرام و حمایتگرانه بیان می‌شود بسیار سازنده تر از پاسخ توام با سرزنش است و نه تنها کودک را از درون تخریب نمیکند آموزه تربیتی صحیحی هم برای او فراهم می‌کند.